حسين فاطمى
84
گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى )
اشعار حكيم سنائى از كتاب انيس الادباء چون مردان بشكن اين زندان يكى آهنگ صحرا كن * به صحرا در نگر آنگه به كام دل تماشا كن از اين زندان اگر خواهى كه چون يوسف برون آيى * به دانش جان بپرور نيك و در سر علم رؤيا كن مشو گمراه و بيچاره چنين اندر ره سودا * چراغ دانشت بفروز و آنگه رأى سودا كن ز موسى رهروى آموزى اگر خواهى به ديدن ره * گذر گه بر فراز كوه و گه بر قعر دريا كن چو زين سوداى جسمانى برون آيى تو آنگاهى * به راه وحدت از حكمت علامتهاى بيضا كن ره وحدانيت چون كرد روشن ديده عقلت * به نقش مهر هستيهاى حسى صورت لاكن سر حرف شهادت « لا » از آن معنى نهاد ايزد * چو حرف لا إله گفتن به إلا اللّه مبدا كن سليمانوار ديوان را مطيع امر خود گردان * نيشن بر تخت بلقيسى و چتر از پرّ عنقا كن چو موسى گوسفندان را يكى ره سوى صحرا بر * پس آنكه با عصا آهنگ كوه طور سينا كن مسيحاوار دعوى تو ننيوشند اگر خواهى * يقينت چون مسيحا دار و دعوى مسيحا كن ملاقا چون كنى با عقل زير پرده حسى * نخست از پرده بيرون آى و پس راى ملاقا كن چو عيسى گر همى خواهى بمانى زنده جاويدان * ز احيائت بساز اموات و از اموات احيا كن